PNi= ارزش اسمی سهم i
DPSit = سود نقدی هر سهم در ماه t
X = درصد افزایش سرمایه از محل اندوخته ها
Y= درصد افزایش سرمایه از محل مطالبات و آورده نقدی
3) نرخ بازده سهم i ام از ماه q ام تا s ام معامله در بورس (نرخ بازده حاصل از خرید سهم i در ابتدای ماه q و نگهداری آن تا انتهای ماه s):
Rit= بازده سهم i در ماه t
4) نرخ بازده بازار در ماه t برابر است با :
Rmt = نرخ بازده بازاردر ماه t
شاخص قیمت در پایان ماه t
شاخص قیمت در آغاز ماه t
شاخص بازده نقدی در پایان ماه t
شاخص بازده نقدی در آغاز ماه t
5) نرخ بازده بازارطی ماههای q ام تا s ام معامله سهم i :
Rmt = بازده بازار در ماه t
بازده سهام تعدیل شده بر اساس ریسک : بازده مازاد بر نرخ بازده بدون ریسک ایجاد شده توسط یک سرمایه گذاری که بر اساس میزان ریسک متحمل شده توسط سرمایه گذار تعدیل گردیده و قابلیت مقایسه بین بازده سهام مختلف را در بازار امکان پذیر می سازد. برای محاسبه آن از سه معیار اندازه گیری به شرح زیر استفاده می شود:
که در آن :
Rit = بازده واقعی سهم i در دوره t
Rf = نرخ بازده بدون ریسک
= ریسک سیستماتیک سهم i
E (Rit) = نرخ بازده مورد انتظار سهم i
لازم به توضیح است که معیارهای مذکور برای تعدیل بازده پرتفولیوی اوراق بهادار بر اساس ریسک آن ارائه شده است و در تحقیق حاضر با فرض اینکه سبد سرمایه گذاری از یک نوع ورقه بهادار تشکیل گردیده است، از این معیارها برای ارزیابی عملکرد سرمایه گذاری در یک نوع ورقه بهادار استفاده می‌‌شود.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
مبانی نظری پژوهش
بررسی مدل های سود اقتصادی
درسال های اخیر مفاهیم مختلف اندازه گیری سود باقیمانده به میزان گسترده ای در حوزه مدیریت بر مبنای ارزش13(VBM) مطرح شده است. در واقع، هدف این مفاهیم ارائه یک معیار اندازه گیری عملکرد بوده است که به طور مناسب موجبات انگیزش مدیربرای اجرای تمام پروژه های سرمایه گذاری در دسترس با ارزش فعلی خالص مثبت را فراهم سازد. مفروضات اصلی که این نوع از معیارهای ارزیابی عملکرد بر پایه آنها مطرح می شوند، وجود منابع مالی نامحدود با یک هزینه سرمایه معین و عدم تقارن اطلاعاتی بین مالک و نماینده درباره ارزش فعلی خالص پروژه های سرمایه گذاری انتخاب شده به وسیله مدیر می باشد.در بین مفاهیم متعدد معیارهای اندازه گیری سود باقیمانده که در سالهای اخیر مطرح شده است، استفاده از ارزشهای دفتری و ارزشهای بازار در تعیین سود و هزینه سرمایه موجب تفاوتچشمگیر بین نتایج حاصل از آنها می شود. ایـن مفاهیـم در حالت کلـی مبتنـی بـر ارزش هـای زیـر می باشند(باش و همکاران،2003)

اندازه گیری سود و هزینه سرمایه بر مبنای ارزش دفتری (EVA)14
اندازه گیری سود بر مبنای ارزش دفتری و هزینه سرمایه بر مبنای ارزش بازار (REVA)15
اندازه گیری سود و هزینه سرمایه برمبنای ارزش بازار(REI)16
بررسی ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
استیورات(1991)معتقد است که شرکت هایی که تلاش های ان ها جهت ایجاد ارزش برای سهامداران با شکست روبرو شده است به این دلیل بوده است که از سیستم مدیریت مالی سنتی استفاده کرده اند.به نظر وی برای دستیابی به ارزش باید اهداف مالی ، ابزار ارزیابی عملکرد و رویه های ارزیابی مورد توجه و تاکید قرار گیرند. همچنین جنسن و مک لینگ(1999) معتقدند اگرچه بسیاری از شرکت ها از معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد مثل نرخ بازده حقوق صاحبان سهام استفاده می کنند، اما آن در معرض تحریف شدن به وسیله اعمال مدیران است. به دنبال اظهارات جنسن و مک لینگ ، بلک و همکاران(2001)، بیان کردند که معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد هم جهت با ایجاد ارزش برای سهامداران نیست . برای مثال گردش دارایی ها نرخ بازده حقوق صاحبان سهام را که یکی از معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد است تحت تاثیر قرار می دهد و این در حالی است که گردش دارایی ها لزوما منافعی برای سهامداران ایجاد نمی کند اما سبب افزایش نرخ بازده حقوق صاحبان سهام می شود .
برای رفع نواقص مربوط به معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد استورات(1991) جنسن و مک لینگ(1999) از سال ها قبل استفاده از ارزش افزوده اقتصادی را برای ارزیابی عملکرد مدیرلن پیشنهاد کردند. همچنین کاپلان و اتکینسون(2005) بیان کردند که مدیران مالی باید به منطور ارتقای معیارهای سنتی ارزیابی عملکرد از معیارهایی استفاده کنند که به واقعیت های اقتصادی نزدیک تر است .آن ها نیز استفاده از معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد مثل ارزش افزوده اقتصادی را پیشنهاد کردند که با استفاده از آن نقایص مربوط به استفاده از ابزارهای سنتی ارزیابی عملکرد برطرف خواهد شد.
به نظر باش و همکاران(2003) استفاده از ارزش افزوده اقتصادی که یک رویکرد خاص از ارزش افزوده باقیمانده است و بر این مبنا استوار است که مدیران باید بازدهی بیشتر از هزینه سرمایه به کار رفته در شرکت بدست آورند موجب افزایش ثروت سهامداران می شود. از بین همه رویکردهای سود باقیمانده به عنوان مبنای ارزیابی عملکرد ارزش افزوده اقتصادی مورد بیشترین توجه قرار گرفته است. برای ایجاد بهبود وضعیت سهامداران سود عملیاتی شرکت باید از هزینه سرمایه بکار رفته در شرکت بیشتر باشد.همچنین گیسر و لیبنبرگ (2002)بیان کردند که ارزش افزوده اقتصادی که یک معیار اندازه گیری عملکرد مالی و یک ابزار برای محاسبه میزان ارزش ایجاد شده برای سهامداران و همچنین یک ابزار برای تصمیم گیری در سرمایه گذاری در یک شرکت است معیاری است که در آن برای ارزیابی عملکرد شرکت هزینه سرمایه به کار رفته در شرکت نیز در نظر گرفته می شود. ارزش افزوده اقتصادی بازده اضافی ایجاد شده در اثر انجام یک سرمایه گذاری است. از سوی دیگر باسیدرو همکاران(1997) بیان کردند که ارزش افزوده اقتصادی می تواند به عنوان یک ابزار اندازه گیری عملکرد مالی مبنای محاسبه پاداش مدیران قرار گیرد، زیرا ارزش افزوده اقتصادی از یک طرف ارتباط زیادی با تغیر در ثروت سهامداران دارد و از طرف دیگر اثر منفی بر قیمت سهام شرکت ندارد. همچنین ارزش افزوده اقتصادی به برقراری ارتباط بین داده های حسابداری یک شرکت و عملکرد بازار سهام آن می پردازد.همچنین از ارزش افزوده اقتصادی علاوه بر ارزیابی عملکرد مدیران می توان به عنوان ابزاری برای تحلیل مالی شرکت و تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری در پروژه های مختلف استفاده کرد(فارسیو و همکاران،2000 :115).
ارزش افزوده اقتصادی ،سود خالص عملیاتی پس از کسر هزینه فرصت مربوط به سرمایه بکار رفته در یک شرکت و یا یک پروژه است. ارزش افزوده اقتصادی ،برآوردی از میزان سود اقتصادی یک شرکت است و به صورت معادله زیر بیان می شود:
EVA= NOPAT-KW(Capitalt-1)
در معادله بالا؛ NOPAT به عنوان سود عملیاتی خالص پس از کسر مالیات به علاوه هر گونه افرایش ذخیره مطالبات مشکوک الوصول ، ذخیره ارزشیابی بر مبنای اولین صادره از آخرین وارده ، استهلاک سرقفلی، خالص مبالغ سرمایه گذاری شده به عنوان هزینه های پژوهش و توسعه و سایر سودهای عملیاتی است.در بین تمام رویکردها به اندازه گیری عملکرد بر مبنای سود باقیمانده، ارزش افزوده اقتصادی (EVA) بیشترین توجه رابه خود جلب نموده است. فلسفه زیربنایی EVA آن است که از آنجایی که سرمایه گذاران در قبال فراهم ساختن منابع مالی و متحمل شدن ریسک تجاری در انتظاردریافتپاداش هستند، سود عملیاتی شرکت باید به منظور خلق ارزش برای سهامداران، از هزینه سرمایه فراتر برود و مـوجب افزایـش ثروت سهام داران شود.ایـن موضـوع از طـریق رابـطه زیـر بیـانمی شود(باسیدور و همکاران):17

که در آن :
NOPATt = سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات در انتهای دوره t
WACC = میانگین موزون نرخ هزینه سرمایه
Capitalt-1 = مجموع سرمایه به ارزش دفتری در ابتدای دوره t (انتهایt-1)
همانگونه که از فرمول بالا استنباط می شود، عوامل محرک ارزش18 درالگوی EVA به سهگروه اصلی تقسیم می شوند(پناهیان،1382)
1-سودآوری عملیاتی شرکت
2-میانگین موزون هزینه سرمایه
3-میزان سرمایه بکار گرفته شده
در این ارتباط استراتژی های اساسی شرکت را می توان به چهار گروه تقسیم کرد(همان منبع):
استراتژی هایی برای بهبود بازده حاصل از سرمایه های موجود و به همراه آن بهبود سودآوری و بهره وری سرمایه شرکت
استراتژی های تأمین مالی به منظور بهینه سازی ساختار سرمایه و کاهش هزینه سرمایه
استراتژی سرمایه گذاری در طرحهای پربازده
استراتژی آزاد کردن دارایی های کم بازده وغیر مولد19
Capital (سرمایه بکار گرفته شده) و NOPAT (سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات)
برای محاسبه Capital و NOPAT می توان از دو رویکرد عملیاتی و تأمین مالی استفاده کرد. استفاده از هر دو رویکرد به نتایج مشابهی منجر خواهد شد. در زیر دو رویکرد را به طور خلاصه مرورمی کنیم(کاوسی، 1382)
الف) رویکرد عملیاتی: طبق این رویکردCapitalوNOPAT به صورت جدول زیر محاسبه می شوند:

جدول 2-1 (محاسبه Capital و NOPAT بر اساس رویکرد تأمین عملکردی)NOPATCapitalفروش خالص
بهای تمام شده کالای فروش رفته
هزینه های عملیاتی
سود عملیاتی
سایر درآمد (هزینه) ها
افزایش در معادلهای سرمایه
مالیات
سود خالص عملیاتی پس از مالیات (NOPAT) خالص سرمایه در گردش
خالص دارایی های ثابت
سایر دارایی ها
مانده معادلهای سرمایه
سرمایه بکار گرفته شده (Capital)
(بدهی های جاری بهره دار-بدهی های جاری) – دارای های جاری = خالص سرمایه در گردش
پیش دریافت فروش20 + تسهیلات کوتاه مدت دریافتی از بانکها = بدهیهای جاری بهره دار
استهلاک انباشته-بهای تمام شده تاریخی داراییهای ثابت = خالص داراییهای ثابت
برای به دست آوردن Capital، معادلهای سرمایه شامل ذخیره کاهش ارزش موجودی ها، ذخیره کاهش ارزش سرمایه گذاری ها، ذخیره مطالبات مشکوک الوصول، ذخیره هزینه های معوق، ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان، ذخیره Lifo، استهلاک انباشته سرقفلی، مانده داراییهای نامشهود سرمایه ای شده (مخارج تحقیق و توسعه و هزینه بازاریابی و توسعه محصول جدید) و سایر ذخیره های معادل سرمایه به خالص دارایی ها اضافه می شوند.
برای به دست آوردن NOPAT، افزایش در معادلهای سرمایه شامل افزایش در ذخیره کاهش ارزش موجودی ها، افزایش در ذخیره کاهش ارزش سرمایه گذاری ها، افزایش در ذخیره مطالبات مشکوک الوصول، افزایش در ذخیره هزینه های معوق، افزایش در مزایای پایان خدمت کارکنان، افزایش در ذخیره Lifo، افزایش در استهلاک انباشته سرقفلی، افزایش در مانده داراییهای نامشهود سرمایه ای شده و افزایش در سایر ذخیره های معادل سرمایه به سود عملیاتی اضافه می شود.
ب) رویکرد تأمین مالی: طبق این رویکرد برای محاسبه Capitalو NOPAT سه مرحله به شرح زیر طی می شود:
مرحله اول) حذف اثرات بدهی ها:
در این مرحله تمام بدهی های بهره دار و ارزش فعلی اجاره های سرمایه ای نشده به حقوق صاحبان سهام و هزینه بهره این بدهی ها شامل بهره منظور شده در اجاره ها به سود حسابداری اضافهمی شود.
مرحله دوم) حذف اثرات سایر انحرافات مالی:
برای بهبود نرخ بازده، حذف سایر انحرافات مالی ضروری است. در این مرحله سرمایه تأمین شده به وسیله سهامداران ممتاز و سرمایه گذاران اقلیت به Capital و سود تخصیص یافته به اینتأمین کنندگان به NOPAT اضافه می شود.
مرحله سوم) حذف انحرافات حسابداری:
دراین مرحله اثر انحرافات حسابداری از طریق اضافه کردن ذخایر معادل سرمایه به Capitalو تغییرات دوره ای آنها به NOPAT حذف می شود(کاووسی،1382).
باتوجه به سه مرحله فوق، محاسبه Capital و NOPAT بر اساس رویکرد تأمین مالی طبق جدول زیر خلاصه می شود:

جدول 2-2(محاسبه Capital و NOPAT بر اساس رویکرد تأمین مالی)NOPATCapitalسود حسابداری (سود خالص)
سود سهام ممتاز
سهم سود سهامداران اقلیت
هزینه بهره بعد از مالیات
افزایش در معادلهای سرمایه
سود خالص عملیاتی پس از مالیات(NOPAT)سهام عادی
سهام ممتاز
حقوق اقلیت
بدهی های بهره دار
مانده معادلهای سرمایه
سرمایه بکار گرفته شده(Capital) EVAدر حسابداری مدیریت21
اطلاعات حسابداری مدیریت که از خط مشی ها و چرخه سیستم گزارشگری مالی سنتی سازمان استخراج می شوند برای تصمیمات برنامه ریزی و کنترل مدیران، مربوط نیستند.رقم سود حسابداری، افزایش یا کاهش واقعی در ارزش اقتصادی را که در طول دوره به وقوع پیوسته است اندازه گیرینمی نماید. مدیریت در مورد رویه های حسابداری اختیار دارد و می تواند در مواقع لزوم وارد مدیریت سودها شود. از طرفی جانب داری محافظه کارانه در GAAP الزام می کند سرمایه گذاری هایی که بازده طولانی مدت دارند (از قبیل مخارج تحقیق و توسعه و تبلیغات) بی درنگ هزینه شوند. در نتیجه،ممکن است مدیریت از انجام سرمایه گذاری هایی که بازده طولانی مدت دارند منصرف شود.علاوه بر این، معیار سنتی حسابداری صرفاً هزینه بدهی را مورد توجه قرار داده و هزینه فرصت حقوق صاحبان سهام را (که منبع فوق العاده گران قیمتی است) نادیده می گیرد.
طرفداران استفاده از EVA بیان می کنند که EVA فرصت مدیران را برای بازی با سیستم،کمتر می کند؛ تعدادی از تعدیلات را به منظور بر طرف ساختن جانب داری محافظه کارانه در مدل حسابداری سنتی انجام می دهد و هزینه تأمین مالی از طریق حقوق صاحبان سهام را که یکی از معیارهای مهم تصمیم گیری است، در نظر می گیرد.آنها معتقدند که یکی از دلایل فراگیر شدن EVA آن است که به عنوان یک معیار داخلی اندازه گیری عملکرد با قیمت سهام در ارتباط بوده و از ارزش آفرینیبرای سهامداران اطمینان می دهد.استرن استیوارت22 (1995) می گوید:«ROI23، ROE24، 25EPSرا فراموش کنید. EVA آن چیزی است که قیمت سهم را هدایت می کند».دلیل دیگر برای مشهور شدن EVA، تأثیر آن برروی انضباط مدیریت است.تأکید بر اندازه گیری ارزش برای سهامداران،یک پارادایم مدیریتی جدید موسوم به مدیریت بر مبنای ارزش(VBM) را به وجود آورده است(بانیستر26،1997).VBM یک رویکرد مدیریتی است که محرک های ارزش شرکت را تجزیه و تحلیل نموده و آنها را با معیارهایی که موجب بهبود ارزش آفرینی برای سهامداران می شوند مرتبط می سازد و فرآیندهای اساسی مدیریت شامل هدف گذاری،برنامه ریزی استراتژیک،بودجه بندی و اعطای پاداش به مدیران با هدف ارزش آفرینی برای سهامداران را بهبود می بخشد.در این راستاEVAمی تواند به عنـوان یک معیار اندازه گیری برای VBM مورد استفاده واقع شود.
عوامل مؤثر در اجرای موفقیت آمیز EVA در سازمان
1-میزان تجزیه و تحلیل شکاف فرهنگی و اطلاعات مالی قبل از پیاده سازی
2-میزان آموزش و تعلیم کارکنان به عنوان عاملان اصلی ایجاد EVA
3-میزان پشتیبانی مدیریت ارشد از تغییر در سیستم ارزیابی عملکرد
4-میزان کفایت سیستم های حسابداری برای گزارش اطلاعات EVA
5-میزان یکپارچه سازی پاداش
6-میزان نهادینه شدن استفاده از EVA در سازمان
8-کثرت استفاده از ارزیابی های EVA در تصمیمـات تجـاری-کفایت زمان بـرای فرآینـد پیاده سازی EVA
بررسی کاربردهای مربوط به EVA
1) هدف گذاری
در صورت استفاده ازEVAبرای تعیین اهداف مورد انتظار، مدیران در بکارگیری سرمایه به منظور نیل به اهداف حساسیت بیشتری نشان داده و در فعالیتهای ارزش آفرینی برای سهامداران وارد خواهند شد. همچنین از EVA می توان به همراه ارزیابی متوازن برای تعیین اهداف مالی و نتایج مالی اهداف غیرمالی در جهت حداکثرسازی ثروت سهامداران استفاده کرد (کاپلن27 و جانسون28،1991(.EVA نمی تواند بدون آموزش کارکنان و زمینه سازی ایجاد آن در سازمان، به عنوان یک فرهنگ لاینفک تلقی شود چون مستلزم آگاهی و دانش مالی مدیران عملیاتی می باشد. علاوه بر این، تصمیمات مدیریت صرفاً مبتنی بر معیارهای اندازه گیری مالی نبوده بلکه با توجه به استراتژی کلی شرکت اتخاذمی شوند. EVAیک معیار اندازه گیری گذشته نگر29 بوده و ارزیابی متوازن یک معیار اندازه گیریآینده نگر30 است که شامل معیارهای اندازه گیری غیرمالی در سیستم اندازه گیری کلی شرکت می باشد. برخلاف EVA، آن یک معیار ارزیابی متوازن است که استراتژی کلی یک شرکت را منعکس می کند. با این وجود،ضعف عمده ارزیابی متوازن آن است که توانایی کمّی سازی تأثیر معیارهای اندازه گیری غیرمالی را روی نتایج نهایی (سود خالص) ندارد. بنابراین می توان با وارد کردن EVA در قسمت مالی ارزیابی متوازن،از قابلیت های آن برای ارزیابی آثار مالی فعالیتهای مالی و نیز غیرمالی استفاده کرد. با وارد نمودن EVA به مجموعه ارزیابی متوازن می توان یک چارچوب قوی تر با قدرت توضیح دهندگی بالا را به دست آورد. همچنین این چارچوب در عملیاتی کردن استراتژی ها به مدیران کمک می کند و امکان شناسایی و اندازه گیری بهتر فرصتهای موجود جهت ارزش آفرینی برای سهامداران را فراهم می آورد.
2) معیارگذاری
از اطلاعات به دست آمده از EVA می توان برای تجزیه و تحلیل های معیارگذاری استفاده کرد. یک شرکت در صورت مقایسه با متوسط صنعت یا بهترین رویه های ممکن می تواند از عملکرد خود در مقایسه با همتاهایش آگاهی کسب کند. هر چند که EVA یک معیار اندازه گیری داخلی است،اما می توان با محاسبه MVA از طریق برآورد ارزش فعلی EVA های آینده،آن را به یک معیار خارجی تبدیل ساخت. تجزیه و تحلیل EVA به عنوان یک معیار می تواند به مدیران برای آگاهی بهتر از عملکرد واقعی شرکت و ارزش آفرینی برای سهامداران کمک کند.
3) بودجه بندی سرمایه ای
زمانیکه EVA محور تمام تصمیمات شرکت واقع می شود،بین تفکر استراتژیک،سرمایه گذاری های انجام شده،تصمیمات عملیاتیروزمره و ارزش آفرینی برای سهامداران،رابطه پاسخگویی برقرار می کند. EVA با حذف تحریفات ایجاد شده بر اثر بکارگیری GAAP و منظور نمودن هزینه حقوق صاحبان سهام،فرآیند بودجه بندی سرمایه ای را بهبود می بخشد و به عنوان مبنایی برای تخصیص سرمایه بین شرکت اصلی و شرکتهای تابعه مورد استفاده قرار می گیرد. با داشتن یک معیار اندازه گیری عینی که با ارزش سهامداران در ارتباط می باشد،شرکت مادر می تواند مقاصد خود را در جهت تجزیه و تحلیل تصمیمات بودجه بندی سرمایه ای برای هدف حداکثر ساختن ارزش سهامداران تأمین کند.

4) طرح های انگیزشی
واحدهای تجاری بایستی تکنیک هایی از اعطای پاداش را انتخاب کنند که از نظر مفهومیبا شیوه ای که بازار سرمایه،شرکتها را ارزیابی می کند،هماهنگ باشد. امروزه EVA به عنوان یک مبنا برای اجرای سیستم انگیزشی پاداش مدیران مطرح است که می تواند رفتار مدیران را با سهامداران همسو نماید. در این طرحها پاداش مدیران بر مبنای فعالیتهایی که موجب افزایش ثروت سهامداران گردیده است،اعطا می شود. طرحهای انگیزشی سنتی عمدتاً بر مبنای دستیابی به اهداف بودجه ای برای سال بعد بنا شده اند،اهدافی که شدیداً به واسطه فرآیند چانه زنی تحت تأثیر قرار می گیرند. مدیران سعی می کنند این اهداف را در محدوده ای که به نظر آنها سهل الوصول است حفظ کنند و از پذیرش اهداف سخت امتناع کنند. طرحهای انگیزشی مبتنی بر EVA متفاوت هستند. این طرحها بر اساس مذاکرات سالانه تنظیم نمی شوند،بلکه اساس این طرحها مستلزم تعیین اهداف و تعیین یک جدول زمان بندی برای بهبود و تغییر در EVA است(ایزدنیا،1382).بنابراین EVA به چهار هدف اعطای پاداش به شرح زیر نایل می شود:
1-همسو ساختن منافع مدیران با سهامداران در جهت حداکثرسازی ارزش شرکت
2-فراهم ساختن اهرم کافی از پاداش های بالقوه برای انگیزش و تشویق مدیران
3-حصول اطمینان از جذب و نگهداری مدیران لایق و کارآمد
4-نگه داشتن مخارج در یک سطح معقول
5) مدیریت هزینه
بسیاری از ابزارهای حسابداری مدیریت از قبیل ABM و Benchmarking میتوانند درجهت نیل به اهداف EVA مفید واقع شوند. به عنوان مثال، استفاده از ابزارهای مدیریت هزینه برای کاهش هزینه ها می تواند به افزایش در NOPAT منجر شود. به طور مشابه، استفاده از مدیریت بر مبنای فعالیت (ABM) می تواند در جهت مشخص نمودن راهکارهای کاهش سرمایه و افزایش EVA مؤثر واقع شود. سیستم های سنتی ABM محرک های اصلی سرمایه را برای مقدور ساختن مدیریت بکارگیری سرمایه مشخص نمی سازند. با این وجود،استفاده از EVA طریقه ای را برای اثربخشی هزینه ها فراهم می کند.
بررسی مزایای حاصل از ترکیب EVA با ABM
1-مشخص کردن فعالیتها و منابع خلق کننده EVA
2-مشخص ساختن و ارزیابی فرآیندها و فعالیتهای بهبود دهنده EVA
3-مرتبط ساختن طرحها و بودجه های عملیاتی به استراتژی ها به منظور افزایش EVA
4-ترویج تصمیمات مبتنی بر EVA برای سطوح عملیاتی و پایین سازمان
5-تعیین چارچوبی برای قیمت های انتقالی جهت انگیزش مدیران قسمت ها برای خلق EVA
6-شناسایی هزینه ها و دارایی های تسهیم شده به مراکز EVA
7-انعکاس تمامی هزینه ها شامل هزینه حقوق صاحبان سهام در فعالیت ها و هزینه محصول
8-بهبود فهم مدیران عملیاتی درباره چگونگی تأثیرگذاری آنها بر روی EVA
مزایای ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
EVA دارای مزایای فراوانی است که مهمترین آنها را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
1-EVA با ارزش فعلی خالص (NPV)31رابطه نزدیکی دارد. به عبارتی EVA با تئوری تأمین مالی که بیان می دارد اگر پروژه هایی با NPV مثبت انتخاب شوند ارزش شرکت افزایش خواهد یافت،همسو و سازگار است.
2-EVA مدیران ارشد شرکت را نسبت به معیاری که بیشتر تحت کنترل آنهاست،پاسخگومی کند(نرخ بازده سرمایه و نرخ هزینه سرمایه به وسیله تصمیمات آنها تحت تأثیر قرار می گیرد) نه نسبت به معیارهایی که مدیران احساس می کنند خارج از کنترل آنهاست (قیمت بازار سهام).
3-EVA از طریق همه تصمیماتی که مدیران شرکت اتخاذ می کنند تحت تأثیر واقع می شود (تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری، NOPAT و تصمیمات مربوط به تأمین مالی،نرخ هزینه سرمایه را تحت تأثیر قرار می دهد).
4-EVA معیار مناسبی جهت اعطای پاداش به مدیران می باشد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

5-EVA به عنوان معیار داخلی سنجش عملکرد،موفقیت شرکت را در ارزش آفرینی برای سهامداران به بهترین نحو نشان می دهد.
6-EVA با ارزش بازار شرکت در ارتباط است (ارزش شرکت تابعی از EVA های آتی پیش بینی شده می باشد).
7-EVA معیاری است که نشان می دهد عملکرد واقعی شرکت نسبت به عملکرد پیش بینی شده، کاهش یا افزایش یافته است. EVA مثبت به این معنی است که ارزش شرکت با در نظر گرفتن هزینه برای سرمایه بکارگرفته شده،افزایش یافته است.
8-EVA روش مناسبی برای تعیین اهداف،اندازه گیری عملکرد،ارزیابی استراتژی ها،تخصیص سرمایه،طراحی سیستم پاداش،افزایش سرمایه و قیمت گذاری می باشد.
9-EVA به عنوان یک معیار اندازه گیری عملکرد اقتصادی با معیارهای دیگری مانندارزش افزوده نقدی،ارزش افزوده سهامداران و بازده جریان نقدی روی سرمایه گذاری سازگارمی باشد.
10-EVA به عنوان یک معیار اندازه گیری عملکرد،کمتر در معرض تحریف های حسابداریقرار دارد(استیوارت و استرن،1991).
11ـ EVA به عنوان ابزاری برای تحلیل مالی شرکت و تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری در پروژه های مختلف می توان اضافه کرد(فارسیو و همکاران32،2000)
معایب ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
اهم معایب EVA را می توان به شرح زیر خلاصه نمود:
1-EVA به لحاظ اینکه هزینه فرصت منابع بکارگرفته شده را بر مبنای ارزش دفتری آنها محاسبه می کند،می تواند تا حدودی گمراه کننده باشد (به لحاظ اتکا بر ارقام تاریخی فاقد ویژگی مربوط بودن در تصمیم گیری می باشد)(باسیدور و همکاران،1995).
2-گاهی اوقات انجام تجزیه و تحلیل EVA غیرعملی است. به عنوان یک قاعده کلی تجزیه و تحلیل EVA برای شرکت های تازه تأسیس و شرکت های سرمایه گذاری مناسب نیست.33

3-برای تجزیه و تحلیل EVA،شناسایی همه منابعی که در یک شرکت مورد استفادهقرار گرفته اند،ضروری است. بسیاری از دارایی هایی که در فعالیتهای یک شرکت به کار گرفته می شوند دارایی های نامشهود هستند که شناسایی،تعیین ارزش و تعیین هزینه سرمایه برای آنها مشکل می باشد(باسیدور و همکاران،1997).
4-مشکل دیگر EVA آن است که تورم،نتایج آن را تحریف می کند و بنابراین در طول دوره های تورمی نمی توان آن را برای برآورد ارزش آفرینی واقعی شرکت بکار برد.(گیسر34 و لیبنبرگ35،2002)
ارزش افزوده بازار (MVA)36
ارزش افزوده بازار (MVA) تفاوت بین ارزش بازار شرکت و سرمایه بکارگرفته شده در شرکت می باشد. MVA، حاصل خالص ارزش فعلی طرحهای گذشته و فرصتهای سودآور آتی شرکت می باشد و نشان می دهد که چگونه شرکت به طور موفقیت آمیزی سرمایه اش را بکار گرفته و فرصتهای سودآور آینده را پیش بینی و برای دستیابی به آنها برنامه ریزی کرده است. از نظر تئوری، MVA یک شرکت برابر است با ارزش فعلی همه EVA های شرکت یا سود باقیمانده ای که انتظار می رود در آینده ایجاد شود. بنابراین،شرکتی که بازدهی معادل هزینه سرمایه اش تحصیل نماید ارزش بازارش برابر با سرمایه بکارگرفته شده اش خواهد بود،پس MVA مساوی صفر خواهد شد. شرکتی که بازدهی کمتر از هزینهسرمایه اش تحصیل کند و EVA منفی داشته باشد انتظار می رود که ارزش بازارش کمتر از سرمایه بکارگرفته شده اش باشد. بنابراین MVA منفی خواهد بود. شرکتی که بازدهی آن بیشتر از هزینه سرمایه اش باشد دارای EVA مثبت خواهد بود،لذا از بازار سرمایه صرف (پاداش) دریافت می کند و بنابراین دارای MVA مثبت خواهد بود. از این رو هدف هر شرکتی باید حداکثر ساختن MVA و به دنبال آن حداکثر ساختن ثروت سهامدارانش باشد. ارزش افزوده بازار به صورت زیر محاسبه می شود:
سرمایه بکارگرفته شده در شرکت – ارزش بازار شرکت = MVA
MVA = های آینده EVA ارزش فعلی همه=

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید