4-3-1) آزمون فرضیات تحقیق ………………………………………………………………………………………………………….
4-3-1-1) آزمونهای آماری ………………………………………………………………………………………………………………..
4-3-1-2) نتایج آزمون فرضیات …………………………………………………………………………………………………………
4 3-2) آزمون نرمال بودن فرضیات………………………………………………………………………………………………………
4-4) خلاصه تحقیق . ………………………………………………………………………………………………………………………..102
103

103
103
105
106فصل پنجم یافته ها نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات5-1 ) مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………….1085-2 ) خلاصه تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………….1085-3 ) نتایج آزمون فرضیات………………………………………………………………………………………………………………..
5-3-1) نتایج فرضیه اول …………………………………………………………………………………………………………………..
5-3-2) نتایج فرضیه دوم …………………………………………………………………………………………………………………..
5-3-3) نتایج فرضیه سوم …………………………………………………………………………………………………………………..108
108
109
5-4 ) محدودیتهای تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………….
5-5) پیشنهادات تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………………….110
1115-5 -1) پیشنهادات و کاربردات مبتنی بر نتایج تحقیق…………………………………………………………………………1115-5 -2) پیشنهادات برای تحقیقات آتی…………………………………………………………………………………………….111
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول شماره 2-1- جدول زمانی مهمترین رویدادها و وقایع حساس سرمایه فکری 21
جدول شماره 2-2- طبقه بندی پتی و گویتر 34
جدول 4-1 آمارتوصیفی متغیرهای تحقیق 101
جدول 4-2 آزمون کولموگروف – اسمیرنوف102
جدول 4-3 آزمون های آماری103
جدول 4-4 نتایج آزمون فرضیات104
جدول 4-5 نتایج آزمون فرضیه فرعی اول 105
جدول 4-6 نتایج آزمون فرضیه فرعی دوم 105
جدول 4-7 نتایج آزمون فرضیه فرعی سوم 106
جدول شماره 7-8 خلاصه نتایج تحقیق107
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 2-1 مدل طبقه بندی دارایی های یک شرکت 18
نمودار 2-2 مفهوم سازی سرمایه فکری از سوی بونتیس27
نمودار 2-3 طبقه بندی اسویبی از طریق چارچوب ناظر دارایی نامشهود 29
نمودار 2-4 طرح ارزش اسکاندیا30
نمودار 2-5 مدل چن و همکارانش از سرمایه فکری و روابط بین آنها 31
نمودار 2-6 طبقه بندی اولیه توسط هاناس و لووندانل 33
نمودار 2-7 طبقه بندی لووندال 33
نمودار 2-8 طبقه بندی لیم و والیمور 35
نمودار 2-9 چارچوب کارت امتیازی متوازن 36
نمودار 2-10 طبقه بندی کنفدراسیون اتحادیه های تجاری دانمارک 37
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل 4-1 آزمون نرمال بودن جمله خطا 106
منابع و مآخذ……………………………………………………………………………………………………………………………….112پیوستها………………………………………………………………………………………………………………………………………..116

چکیده
در دو دهه گذشته به سمت اقتصادی حرکت کرده ایم که سرمایهگذاری در منابع انسانی، فنآوری اطلاعات، تحقیق، توسعه و تبلیغات بمنظور حفظ برتری رقابتی وتضمین زیست محیطی سازمانها ضروری بنظر میرسد. لذا میتوان بیان کرد که منبع خلق ارزش اقتصادی، ایجاد و مدیریت داراییهای نامشهودی است که از آن به عنوان سرمایه فکری یاد می شود. لذا هدف از این تحقیق بررسی رابطه بین سرمایه فکری بر مدیریت سود بوده که در این پژوهش با نمونه آماری متشکل از 73 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران با روش رگرسیون پنل دیتا طی دوره زمانی 1385 لغایت 1390 به بررسی ارتباط بین عناصر سرمایه فکری بر مدیریت سود پرداخته شد.
نتایج حاصل از تحقیقات نشان داد که سرمایه فکری و ضریب سرمایه ساختاری بر مدیریت سود دارای رابطه مثبت و معناداری می باشند. از طرفی نتایج تصریح مینماید که ضریب سرمایه انسانی و ضریب سرمایه ارتباطی رابطه معناداری با مدیریت سود ندارد.
کلیدواژه: سرمایه فکری، ضریب سرمایه انسانی، ضریب سرمایه ساختاری، مدیریت سود،
فصل اول: کلیات تحقیق
1-1) مقدمه
با ورود به اقتصاد دانش محور، دانش در مقایسه با سایر عوامل تولید مانند زمین، سرمایه، ماشین آلات و… از ارجحیت بیشتری برخوردار شده است به طوری که در این اقتصاد، دانش به عنوان مهمترین عامل تولید محسوب میشود و از آن به عنوان مهمترین مزیت رقابتی سازمانها نام برده میشود(سیتارامان و همکاران،2002).1 یکی از ویژگیهای دانش این است که نامشهود است، یعنی غیرقابل لمس و غیرمحسوس میباشد و ارزشگذاری و اندازهگیری آن بسیار سخت و مشکل است. در صورتیکه در گذشته سازمانها با استفاده از روشهای حسابداری قادر بودند تا ارزش و اندازه عوامل تولید خود را بطور کامل محاسبه کنند ولی امروزه این روشهای حسابداری دیگر دارای کارایی لازم نیستند(سالیوان و همکاران،2000)2. دانش به عنوان یکی از مهمترین اجزای داراییهای نامشهود محسوب میشود. اگر در گذشته بیشتر داراییهای سازمانها، مشهود بودهاند ولی امروزه قسمت اعظم داراییهای سازمانها نامشهود هستند.(منبع قبلی) در این اقتصاد دانش محور، موفقیت سازمانها به توانایی مدیریت این داراییهای نامشهود بستگی دارد و برای اینکه بتوانیم این داراییها را مدیریت کنیم ابتدا میبایستی آنها را شناسایی و اندازهگیری کرده تا در نهایت بتوانیم آنها را مدیریت کنیم (سانچز و همکاران،2000)3.
با ورود به اقتصاد دانش محور، ما به مدل جدیدی از داراییهای سازمانی نیاز داریم. بطور کلی داراییهای سازمانی را میتوان به 2 دسته کلی تقسیم کرد :
1- داراییهای مشهود : این داراییها شامل داراییهای فیزیکی و مالی هستند که بطور تقریباً کامل در ترازنامه شرکتها منعکس میشود. این داراییها تحت اصول اقتصاد کمیابی عمل میکنند یعنی با استفاده بیشتر از آنها، از ارزش آنها کاسته میشود.
2- داراییهای نامشهود : این داراییها هم به دو دسته کلی تقسیم میشوند :
2-1 : داراییهای نامشهودی که به وسیله قانون حمایت شدهاند و به آنها عنوان مالکیت معنوی را دادهاند که شامل حق امتیازها، کپی رایتها، فرانشیز، علایم و مارکهای تجاری و غیره است. برخی از موارد آن در ترازنامه منعکس میشوند.
2-2 : سایر داراییهای نامشهود که شامل سرمایه های فکری است که تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل میکنند یعنی با استفاده بیشتر از آنها، از ارزش آنها کاسته نمیشود و معمولاً در ترازنامه منعکس نمیشوند.(تایلز و همکاران،2002 )
با توجه به مطالب ارائه شده در بالا هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین سرمایه فکری و مدیریت سود در شرکتهای سهامی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد و سعی می شود به این سوال که آیا سرمایه فکری در شرکتهای سهامی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیری بر مدیریت سود در این شرکتها دارد یا خیر؟ و در صورت تاثیر مثبت رابطه چگونه خواهد بود. در ادامه این فصل با توجه به موضوع تحقیق به بیان مسأله اصلی پژوهش، ضرورت انجام تحقیق، اهداف پژوهش، قلمرو تحقیق، متغیرهای مورد مطالعه، فرضیههای تحقیق و در پایان اصطلاحات و واژههای تخصصی پرداخته خواهد شد.
1-2) بیان مسأله تحقیق
در حسابداری سرمایه فکری، داراییهایی هستند که فاقد خاصیت فیزیکی هستند، اما این داراییها، منافع قابل توجهی برای جریان نقدی آتی شرکتها دارند. ناتوانی در گزارشگری سرمایه فکری، نشاندهنده ضعف حسابداری متداول یا سنتی است. البته، ارزشگذاری آنها در معاملات تجاری مشکل بوده و با روشهای موجود به سادگی امکانپذیر نیست. همچنین هیچ تئوری یا مدل اقتصادی واقعی برای سرمایههای فکری وجود ندارد. تفاوت و شکاف بین ارزش دفتری و ارزش بازار شرکتها و افزایش و شدت این شکاف در دهههای اخیر بیانگر نقش قابل توجه اقلام سرمایه فکری در واحدهای اقتصادی است که در حسابداری مالی متداول گزارش نمیشود، چرا که فراسوی حدود و دامنه شناسایی و اندازهگیری در حسابداری است و ارزش یا قیمت سهام شرکت به نوعی وابسته به درک و شناخت از آینده است که در حسابداری مالی رایج قابل شناسایی و گزارشگری نمیباشد. شرکتها بدرستی آگاه هستند که سرمایههای فکری تنها مزیت رقابتی آنها میباشد. اما گزارشات مالی فاقد اطلاعات مرتبط با منابع سرمایه فکری میباشد.(روزلندر و فینچام،2001)4
مروری بر ادبیات سرمایه فکری مؤید توجه قابل ملاحظه به سنجش، ارزشگذاری و گزارشگری آن میباشد. شرکتها برای بقاء استراتژیکی باید مزیت رقابتی را مد نظر قرار دهند و از آنجاییکه بازارها، تولیدات، تکنولوژی، رقبا و مقررات به طور سریع در جامعه در حال تغییر هستند، بهبود دانش و نوآوری مستمر، آنها را قادر به حفظ مزیت رقابتی پایدار خواهد نمود.(نوناکا، 1995)5 از این رو، امروزه مدیران، دانش و توانایی ایجاد و بکارگیری دانش را به عنوان مهمترین منبع مزیت رقابتی پایدار به شمار میآورند. چراکه دانش به عنوان یک دارایی تلقی شده و تلاش در جهت مدیریت دانش و بکارگیری داراییهای فکری با موفقیت قابل ملاحظهای در راستای هدایت سازمانها همراه بوده است. در عصر حاضر با رشد اقتصاد دانش محور، داراییهای نامشهود شرکتها و سرمایه فکری آنها، کلیدی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار هستند( تی سی6، 2000) و به همین دلیل توجه به اقلام نامشهود در زمینههای متعددی از جمله اقتصاد، حسابداری و مدیریت استراتژیک به طور سریعی رشد یافته است. دانش یک مزیت رقابتی است که در استراتژی تجاری سازمانها مورد توجه قرار میگیرد (کرو و روز7، 1996) به گونهای که ایجاد دانش موجب نوآوری مستمر و نوآوری مستمر منجر به ایجاد مزیت رقابتی خواهد شد. (نوناکا،1995) امروزه سازمانها به منظور بهبود عملکرد و اطمینان از موفقیت و پایداری تجاری به ناچار باید مدیریت دانش را مورد توجه قرار دهند (سوئیبی8، 1997) و این امر مستلزم تقویت و توجه به پتانسیلها و ظرفیتهای منابع انسانی است تا سازمانها بتوانند برای دستیابی به مزیت رقابتی از طریق عملکرد و بهبود مستمر، عکس العمل سریع به تغییرات محیط تجاری و شرایط اقتصادی نشان دهند.(مکدونالد،2000)9. در حال حاضر در اقتصاد دانش محور به دلیل اهمیت چشمگیر بازده حاصل از سرمایههای فکری در مقایسه با سرمایههای مالی در تعیین سودآوری، تلاش در جهت اندازهگیری این نوع سرمایهها در شرکتها افزایش یافته است و سنجش ارزش واقعی سرمایه فکری بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. به دلیل ناتوانی سیستمهای حسابداری سنتی در برآورد این مهم، شرکتها، سرمایهگذاران و سایر ذینفعان در پی یافتن ابزار مناسبی جهت اندازهگیری سرمایه فکری و یافتن ارتباط آن با شاخصهای سازمانی میباشند.
سود از جمله مهمترین شاخصهای اندازهگیری فعالیتهای یک واحد اقتصادی است و اندیشه شناخت رفتار سود حسابداری مقولهای است که بر اثر گسترش فنون کمی مدیریت و ضرورت توجه به نیاز استفاده کنندگان صورتهای مالی شکل گرفته است و صرفاً از محدوده اندازهگیری نتیجه فعالیتهای گذشته فراتر رفته و حسابداری را برای یاری رساندن به تصمیمگیرندگان تواناتر ساخته است. (ثقفی و آقایی،1373، ص5) بنابراین علیرغم اینکه تئوری فراگیری در زمینه سودحسابداری وجود ندارد که مورد توافق همگان باشد و حتی با وجود استانداردهای پذیرفته شده حسابداری، گزارشگری سود در عمل نیز با چالشهایی مواجه است، سودهای گزارش شده همواره به عنوان یکی از معیارهای تصمیمگیری مالی از اعتبار ویژهای برخوردار بوده و تحلیلگران مالی عموماً سود را به عنوان یک عامل برجسته در بررسیها و قضاوتهای خود مد نظر قرار دادهاند. لذا در این راستا هر جریانی که سود را به طریقی دستخوش تغییر نماید نیز اهمیت مییابد، زیرا پیامدهای اقتصادی بر آن مترتب میگردد و این مسئله بخصوص ممکن است در بازارهای غیرکارای سرمایه از درجه اهمیت بیشتری برخوردار باشد .(ایراندوست، 1379، ص 4) . در علم اقتصادی با فرض منطقی بودن رفتار افراد فرض میشود همه افراد به دنبال حداکثر کردن ثروت خود باشند و مدیران نیز از این قاعده مستثنی نخواهند بود. مدیران با توجه به آزادی عمل خود، بخصوص در بکارگیری رویههای حسابداری خواهان آگاهی از چگونگی تأثیر عوامل مذکور از جمله رویههای حسابداری بر روی ثروت خود خواهند بود. تا با بکارگیری آنها در جهت منافع خود ثروت خود را تا حد ممکن افزایش دهند تفکیک مالکیت از مدیریت در شرکتهای سهامی عام این امکان بالقوه را برای مدیران به وجود آورده تا حداقل بخشی از ثروت درون سازمانی را به سمت خود منتقل نمایند. برخورد مدیران در ارتباط با رویهها و گزارشگری مالی در قالب مفهوم مدیریت سود بیان میشود .(خانی، 1382، ص6)
مدیریت سود اقدام آگاهانه و تلاش عامدانهای است که مدیران به منظور کاهش نوسانهای دورهای سود به آن دست میزنند. به گونهای که سود شرکت عادی به نظر برسد.
طبق نظر هب ورث مدیریت سود عملی سفته آمیز و رندانه است که در محدوده اصول و استانداردهای حسابداری صورت میگیرد و سودهای مدیریت شده به دو صورت زیر میباشد:
1) سودهایی که به طور طبیعی مدیریت شده است.
2) سودهایی که به طور طبیعی مدیریت نشده است و به عمد مدیریت شدهاند و به دو صورت زیر هستند:
1-2) مدیریت سود واقعی که این نوع مدیریت سود توسط مدیریت صورت میپذیرد و مدیریت برخی از رویدادها و وقایع اقتصادی را کنترل میکند و روی آنها تأثیر میگذارد.
2-2) مدیریت سود مصنوعی که این نوع مدیریت ناشی از رویداد اقتصادی نمیباشد، بلکه از اقدام هایی است که به اصطلاح «دستکاریهای حسابداری» نامیده میشود و تأثیری بر جریانهای نقدی ندارند.
مدیران به دلایل مختلف سود را مدیریت میکنند یکی از اهداف اصلی در مدیریت سود ایجاد یک جریان با ثباتتر به منظور پشتیبانی از سطح سود پرداختی بالاتر میباشد و جریان سود با ثبات تر میتواند به عنوان ریسک پایینتر درک شود که منجر به قیمت سهام بالاتر و هزینههای استقراض پایینتر میگردد. اهداف دیگر مدیریت سود تمایل مدیریت واحد تجاری برای افزایش قدرت پیش بینی سرمایهگذاران و کاهش ریسک شرکت میباشد که به دلیل افزایش ثبات سود و کاهش نوسانات آن سرمایه گذاران میتوانند پیش‌بینی دقیقتری از سودهای آتی داشته باشند و در نهایت میتوان به ملاحظات هزینههای سیاسی، مالیات و قراردادهای بدهی اشاره نمود.
بنابراین در صورت مشاهده رفتار مدیریت سود در یک محیط اقتصادی یکی از پرسشهای مطرح این است که آیا بین سرمایه فکری و مدیریت سود رابطه وجود دارد؟
1-3) اهمیت موضوع تحقیق
همانطور که قبلاً اشاره شد امروزه قسمت اعظم داراییهای سازمانها را داراییهای نامشهود تشکیل میدهند و روشهای حسابداری قادر به اندازهگیری آنها نیستند(سالیوان و همکاران،2000). از طرفی در این اقتصاد دانش محور، موفقیت سازمانها به توانایی مدیریت این داراییهای نامشهود بستگی دارد. مر1 و همکارانش دلایلی را برای توجه و اندازهگیری سرمایههای فکری برشمردهاند که عبارتند از:
1- کمک به سازمانها برای تنظیم استراتژیهای آنها.
2- ارزیابی اجرای استراتژیها.
3- کمک به تصمیمات گسترش و تنوع.
4- استفاده از نتایج اندازهگیری سرمایههای فکری به عنوان مبنایی برای جبران خدمات.
5- ابلاغ این داراییها به ذینفعان خارجی سازمانها(مر و همکاران،2003) .
و دلیل دیگر برای انجام این کار این است که اندازهگیری سرمایه فکری بطور کامل و دقیق، میتواند ارزش و عملکرد شرکتها را اندازهگیری کند چون در یک جامعه مبتنی بر دانش، دانش بخش مهمی از ارزش یک کالا و نیز بخش مهمی از ثروت یک شرکت را تشکیل میدهد(کنان و دیگران،2004)2
همانطور که اشاره شد سیستم حسابداری سنتی در ارزشگذاری سرمایه فکری که ارزشمندترین دارایی برای بسیاری از سازمانها است ناکارا میباشد.(سالیوان،2000) در مقایسه با حسابداری مالی سنتی، سرمایه فکری بر موضوعاتی چون سرمایه انسانی، رضایت مشتری و نوآوری تمرکز دارد. بنابراین ارزیابی مدیریت سود سازمانها با استفاده از رویکرد سرمایه فکری مناسب به نظر می رسد
در حال حاضر هیچ رهنمودی برای گزارشهای سرمایه فکری پذیرفته شده در سطح ملی و بینالمللی وجود ندارد. برخی از شرکت های پیشرو، اقدام به انتشار این گزارشها کردهاند، بسیاری از آنها با درصدی از خطا، با ایجاد شاخصهای جدید، سرمایه فکری شان را اندازهگیری میکنند. شرکتهای اروپایی به طور مشخص در بحث اندازهگیری و گزارشدهی سرمایه فکری رهبر هستند. این روند در شرکتهای سوئدی و دانمارکی شروع شد، سپس به جنوب اروپا گسترش یافت. با توجه به مطالب فوق الذکر و درک اهمیت سرمایه فکری و مدیریت سود و سنجش آن برای گروههای ذینفع، این تحقیق در جهت متقاعد نمودن شرکتها و بویژه سرمایهگذاران (سهامداران) در استفاده از این مدل برای تصمیمات سرمایهگذاری آتی شان (در خرید سهام شرکتها)، بر اساس میزان سرمایه فکری شرکتهای مختلف و تاثیر آن بر مدیریت سود، برای کسب عملکرد بالاتر در آینده، صورت خواهد گرفت.
1-4) اهداف تحقیق
اهداف کلی تحقیق به صورت زیر مطرح می شوند:
1. تبیین رابطه بین سرمایه فکری و مدیریت سود.
اهداف فرعی تحقیق :
1- تبیین رابطه بین ضریب سرمایه انسانی با مدیریت سود
2- تبببن رابطه بین ضریب سرمایه ارتباطی با مدیریت سود
3- تبیین رابطه بین ضریب سرمایه ساختاری با مدیریت سود
1-5) سئوالات تحقیق
سئوال اصلی تحقیق :
آیا بین سرمایه فکریو مدیریت سود رابطه معناداری وجود دارد؟
سئوالات فرعی تحقیق:
1- آیا بین ضریب سرمایه انسانی و مدیریت سود رابطه معناداری وجود دارد؟
2- آیا بین ضریب سرمایه ارتباطی و مدیریت سود رابطه معناداری وجود دارد؟
3- آیا بین ضریب سرمایه ساختاری و مدیریت سود رابطه معناداری وجود دارد؟
1-6) فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی: بین سرمایه فکری و مدیریت سود رابطه ی معنی داری وجود دارد.
این فرضیه از طریق چند فرضیه فرعی به صورت ذیل تدوین و مورد آزمون قرار خواهد گرفت:
فرضیه فرعی اول: بین ضریب سرمایه انسانی و مدیریت سود رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی دوم : بین ضریب سرمایه ارتباطی و مدیریت سود رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی سوم: بین ضریب سرمایه ساختاری و مدیریت سود رابطه معناداری وجود دارد.
1-7) قلمرو تحقیق
1-7-1) قلمرو مکانی
قلمرو مکانی تحقیق، شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. دلایل انتخاب آن به شرح زیر است:
۱. دسترسی به اطلاعات مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار امکان پذیر است.
2. معیارها و ضوابط خاصی برای پذیرش و ادامه فعالیت شرکت ها در بورس و نحوه گزارشگری آنها وضع شده است. از این رو به نظر می رسد اطلاعات مندرج در صورت های مالی این شرکت ها از اعتبار لازم برخوردار و همگن تر باشد.
1-7-2) قلمرو زمانی
قلمرو زمانی تحقیق، دوره ی 6 ساله 1385 تا 1390 را در بر می گیرد. دلایل انتخاب آن به شرح زیر است:
1. اطلاعات و داده های بیشتری از شرکت های پذیرفته شده در بورس، طی سال های مذکور در سازمان بورس اوراق بهادار موجود است.
2. هر چه طول دوره تحقیق طولانی تر باشد، اعتبار نتایج تحقیق نیز معتبرتر است.
لذا با توجه به موارد فوق داده های شرکت های مورد مطالعه، برای یک دوره شش ساله انتخاب شد.
1-7-3) قلمرو موضوعی
موضوع تحقیق از جمله موضوعات تحقیقات اثباتی حسابداری و مالی است. تحقیق حاضر سعی دارد تا تاثیر سرمایه فکری بر مدیریت سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار دهد.
1-8)جامعه آماری و روش نمونه گیری
جامعه آماری شامل کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که در بازه زمانی سالهای 1385 تا 1390 سهامشان بطور فعال در سازمان بورس معامله شده است انتخاب می شوند. روش نمونه گیری حذفی می باشد. ویژگیهای نمونه آماری مورد مطالعه شرکتهایی هستندکه:
➢ در فاصله زمانی بین سالهای 1385 تا 1390، در بورس حضور داشته باشند.
➢ تا پایان اسفندماه سال 1384 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده باشند وسال مالی آنها منتهی به پایان اسفند ماه باشد.
➢ شرکتها نبایستی سال مالی خودرا در طی دوره های مورد نظر تغییر دهند.
➢ اطلاعات مالی مورد نیاز برای انجام پژوهش رادر دوره ی زمانی 1385 تا 1390 بطور کامل ارائه کرده باشند و سودده باشند.
➢ جزو شرکتهای سرمایه گذاری، هلدینگها ، بانکها و موسسات مالی نباشند.
پس از جمع آوری اطلاعات از طریق روش کتابخانه ای با توجه به نمونه های انتخابی از شرکتها با مراجعه به صورتهای مالی ،یادداشتهای شرکتهای منتخب ،ترازنامه و صورت سودو زیان و جداول ارائه شده از طرف شرکتها و گزارشهای سازمان بورس و شبکه های اینترنتی و بانکهای اطلاعاتی آنها و همچنین نرم افزارهای رها اورد نوین و تدبیرپرداز استفاده خواهد شد.
1-9) تعریف واژه های کلیدی
ضریب ارزش افزوده فکری (IC) 1 : سرمایه فکری، مالکیت دانش، تجربه کاربردی، تکنولوژی سازمانی، روابط با مشتری و مهارتهای حرفهای است که برای سازمان جنبه رقابتی در بازار فراهم میکند. این سرمایهها شامل سه بخش اصلی است.(هیدر و دیگران،2003)2
کارایی سرمایه ارتباطی (CEE) 3 : شاخصی بر مبنای سرمایه ارتباطی است و سرمایه ارتباطی عبارت است از دانش به کارگرفته شده در کانالهای بازاریابی و روابط مشتری یک سازمان.(بونیتس و دیگران،2000)4
کارایی سرمایه انسانی (HCE) 5 : شاخصی بر مبنای سرمایه انسانی است و سرمایه انسانی نیز شامل ذخیره دانش اعضای یک سازمان میباشد که شامل شایستگیها و طرز فکرهای کارکنان است.
کارایی سرمایه ساختاری (SCE) 6 : شاخصی بر مبنای سرمایه ساختاری است و سرمایه ساختاری نیز شامل همه مخازن دانش غیر انسانی در یک سازمان است که شامل پایگاه دادهها، چارتهای سازمانی، فرآیندها، استراتژیها و… است که به سازمان ارزشی فراتر از مواد آن میدهد.
مدیریت سود: رفتار آگاهانه و اختیاری است که به منظور کاهش تغییرات سود با استفاده از ابزارهای حسابداری، توسط مدیریت صورت میگیرد.
1-10) ساختار کلی تحقیق
فصل اول: شامل کلیات تحقیق است که در آن ضرورت و اهمیت تحقیق، اهداف و فرضیات پژوهش مطرح میشود.
فصل دوم: پژوهشگر با ارائه ادبیات موضوعی تحقیق و مفاهیم کلی توسعه سرمایه فکری و مدیریت سود بیان میشود که مباحث اصلی را برای تجزیه و تحلیل دادهها فراهم میآورد.
فصل سوم: در این فصل نیز روشها و تکنیکهای آماری برای تجزیه و تحلیل داده ها توضیح داده میشوند.
فصل چهارم: شامل تجزیه و تحلیل دادههای تحقیق، توصیف جامعه و آزمون فرضیات است.
فصل پنجم: بیان نتایج و پیشنهادات بر اساس یافتههای تحقیق نیز در پایان مطالب ارائه شده که امید است مجموعه فعالیتهایی که پژوهشگر در این تحقیق انجام داده است، مفید به فایده واقع گردد.
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق
2-1) مقدمه
دراکر1(1993) اندیشمند معروف مدیریت میگوید: ما در حال وارد شدن به یک جامعه دانش محور هستیم که در آن منابع اقتصادی اصلی، دیگر سرمایه بیشتر، منابع طبیعی و نیروی کار بیشتر و … نیست و منابع اقتصادی اصلی دانش خواهد بود. قرن 21، قرن اقتصاد دانش محور است. قبل از اقتصاد دانش محور، اقتصاد صنعتی حاکم بوده است. در این اقتصاد عوامل تولید ثروت اقتصادی، یکسری داراییهای فیزیکی و مشهود مانند زمین، نیروی کار، پول، ماشین‌آلات و … بوده است و از ترکیب این عوامل اقتصادی، ثروت تولید می‌شد. در این اقتصاد، استفاده از دانش، به عنوان یک عامل تولید، نقش کمی داشته است اما در اقتصاد دانش محور، دانش یا سرمایه فکری2 به عنوان یک عامل تولید ثروت در مقایسه با سایر داراییهای مشهود و فیزیکی، ارجحیت بیشتری پیدا می‌کند (بونیتس، 1998). در این اقتصاد، داراییهای فکری و بخصوص سرمایه‌های انسانی جزو مهم‌ترین داراییهای سازمانی محسوب می‌شوند و موفقیت بالقوه سازمانها ریشه در قابلیت‌های فکری آنها دارد تا داراییهای مشهود آنها (فلام هولدز و همکاران3،2002). با رشد اقتصاد دانش محور، بطور قابل ملاحظه‌ای شاهد این موضوع هستیم که داراییهای نامشهود4 شرکتها در مقایسه با سایر داراییهای مشهود، ‌‌عامل مهمی در حفظ و تحقق مزیت رقابتی پایدار آنها می‌باشند.(تایلز و دیگران،2002)5
گلدفینگر6(1994)، اقتصاد دانش محور را از سه بعد بررسی می‌کند :
بعد اول : تقاضایی برای مصنوعات نامشهود وجود دارد. (خدمات)
بعد دوم : داراییهای نامشهود بر عوامل تولید مسلط می‌شوند یعنی بیشتر عوامل تولید، از داراییهای نامشهود هستند و به عبارت دیگر داراییهای نامشهود در بین عوامل تولید، نقش بارزتر و بیشتری ایفا می‌کنند.
بعد سوم : قوانین جدیدی برای سازمان تجاری، رقابت و ارزشگذاری ظهور می‌کند.
در نتیجه محیط کسب و کار بطور شگفت‌انگیزی تغییر می‌کند. در کسب و کارها و اقتصاد قرن 21، بر روی اطلاعات، فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیک، نرم‌افزارها و مارک‌ها و حق اختراع‌ها1، تحقیقات، نوآوری‌ها و … سرمایه‌گذاری می‌شود که همگی جزیی از داراییهای نامشهود و سرمایه‌های فکری و دانشی هستند تا جزو داراییهای مشهود(سیتارامانو دیگران، 2002)2.
در پارادایم صنعتی قدیم، شرکت‌ها تحت اصول اقتصاد کمیابی عمل می‌کردند. اقتصاد کمیابی بدین معناست که منابع و داراییهای تحت سلطه و کنترل شرکت‌ها، محدود و کمیاب هستند و استفاده بیشتر از آنها، از ارزش آنها می‌کاهد ولی در عصر اقتصاد اطلاعاتی و دانش محور، این اصول صدق نمی‌کند. شرکتها در اقتصاد دانش محور تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل می‌کنند اقتصاد فراوانی بدین معناست که منابع و داراییهای در اختیار شرکت به میزان فراوانی وجود دارد. این نوع داراییها از نوع نامشهود هستند و بیشتر در افرادی قرار دارند که ما به آنها دسترسی داریم مثالی از موضوع فراوانی این نوع داراییها در اقتصاد دانش محور، فراوانی اطلاعات در اینترنت است(سالیوان و دیگران،2000)3 بطور خلاصه در اقتصاد دانش محور، مهمترین داراییها و عوامل تولید شرکت‌ها، نامشهود هستند که استفاده از آنها نه تنها از ارزش آنها نمی‌کاهد بلکه به ارزش آنها می‌افزاید. این نوع داراییهای نامشهود شامل دانش، سرمایه فکری و … هستند ولی در اقتصاد صنعتی مهمترین عوامل تولید، داراییهای مشهود و فیزیکی هستند که استفاده از آنها، از ارزش آنها می‌کاهد و این داراییها شامل زمین، ماشین‌آلات، سرمایه‌های پولی و غیره است.
هدف از فصل حاضر، ارایه کلیات و مفاهیمی پیرامون سرمایه فکری و مدیریت سود و روشن ساختن رابطه بین سرمایه فکری و مدیریت سود است. براین اساس ابتدا مباحثی از سرمایه فکری ارائه می شود، در بخش دوم معیارهای ارزیابی مدیریت سود تشریح می شود. در بخش سوم به شواهدی از مطالعات و پژوهش های مشابه که در داخل و خارج از کشور انجام شده است می پردازد.

بخش اول : سرمایه فکری
2-2) سرمایه فکری
کندریک1(1990) که یکی از مشهورترین اقتصاددانان مطرح آمریکا است می‌گوید که در سال 1929، نسبت سرمایه‌های تجاری نامشهود به سرمایه‌های تجاری مشهود 30 به 70 بوده است ولی در سال 1990 این نسبت به میزان 63 به 37 رسیده است و همچنین لئو2 مطرح می‌سازد که فقط در حدود 10 تا 15 درصد کل ارزش بازاری شرکت‌ها از داراییهای مشهود و فیزیکی است و داراییهای نامشهود در حدود 85 درصد کل ارزش بازاری شرکت‌ها را تشکیل می‌دهند که هنوز هیچ کاری در مورد اندازه‌گیری آنها صورت نگرفته است (سیثارامن و همکاران3، 2002). همچنین یکسری مطالعات انجام شده در سال 1999 در زمینه ترکیب داراییهای هزاران شرکت غیرمالی در طی سال‌های 1978 تا 1998 نشان داد که رابطه بین داراییهای نامشهود و مشهود بطور قابل ملاحظه‌ای تغییر کرده است در سال 1978، نسبت داراییهای مشهود و نامشهود 80 به 20 بوده ولی در سال‌ 1998، این نسبت تقریباً به 20 به 80 رسیده است. این تغییر قابل ملاحظه باعث ایجاد یکسری روش‌هایی برای محاسبه ثروت شرکت‌هایی شده است که مهمترین داراییهای آنها، داراییهای نامشهود بویژه فکری و دانشی بوده است (سالیوان و دیگران،2002).
در طی دهه گذشته، شرکتها اهمیت مدیریت داراییهای نامشهود خود را درک کرده‌اند و توسعه مارک‌ها، روابط سهامداران، شهرت و فرهنگ سازمان‌ها را به عنوان مهمترین منابع مزیت پایدار تجاری خود در نظر گرفته‌اند. در این اقتصاد، توانایی خلق و استفاده از ارزش این داراییهای نامشهود، یک شایستگی اصلی را برای سازمان‌ها بوجود می‌آورد(کنان و دیگران، 2004)4. امروزه سازمان‌ها نیاز دارند تا بتوانند داراییهای خود را از نو و دوباره طبقه‌بندی کنند و باید این موضوع را درک کنند که چگونه این داراییها می‌توانند اهداف استراتژیک آنها را حمایت کنند و سهم آنها را به ارزش سازمان بصورت کمی درآورند و بتوانند این داراییهای خود را با داراییهای رقبای خود، مقایسه کنند. برای این منظور ‌بایستی ابتدا طبقه‌بندی جدیدی از داراییهای سازمانی را در این عصر ارائه کنیم (تایلز و دیگران، 2002).

نمودار 2-1) مدل طبقه‌بندی داراییهای یک شرکت

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در ترازنامه منعکس نمی‌شوند و فقط برخی از مالکیتهای معنوی منعکس می‌شوند. .منبع: (Tayles et al., 2002)
بی شک این داراییهای نامشهود دارای ارزش هستند چون وقتی شرکت‌‌ها فروخته می‌شوند، بخشی از ارزش آنها بصورت سرقفلی1 نامگذاری میشود. بر طبق نظر هوریب2، سرقفلی تفاوت بین ارزش واقعی (بازاری) شرکت و ارزش دفتری آن است(بونیتز و دیگران،2000)3.
تا قبل از سال 1980، مهمترین عامل تعیینکننده برای درک مزیت رقابتی شرکت‌ها، ساختار صنعت و بطور کلی محیط تجاری بوده است و شرکت‌ها بیشتر توجه خود را به محیط سازمانی خود مبذول می‌داشتند تا به درون سازمان. در این روزگار، نقش مدیریت، پیدا کردن راه‌ها و روش‌هایی بود که کالاها و بازارها را با هم ترکیب کنند و سازمانها بیشتر بر روی منابع محیطی که عمدتاً مشهود بوده است متکی بوده‌اند. اما بعد از سال 1980، عامل تعیین کننده‌ دیگری مطرح شد و آن هم نحوه استفاده از منابعی بود که غیر قابل تقلید، غیر قابل انتقال، نادر و بادوام بودند و برای مشتریان ایجاد ارزش می‌کردند و مزیت رقابتی سازمان‌ها در گرو این منابع بود. این منابع و داراییها عمدتاً نامشهود بویژه انسانی بودند و این منابع در داخل سازمانها قرار داشتند. این امر باعث شد که سازمانها توجه خود را به درون سازمان‌ها و سرمایه‌های فکری خود جلب کنند تا به محیط سازمان خود. در این جا تمرکز سازمانها روی منابع و جنبه‌های داخلی از شرکت‌ها بود که در محیط یافت نمی‌شد. این منابع با نام‌های مختلفی همچون حافظه سازمانی، منابع نامشهود، داراییهای استراتژیک، قابلیت‌های اصلی1، شایستگی‌های اصلی2 و داراییهای غیرقابل مشاهده و داراییهای دانش محور و … مطرح شد. با تمرکز بیشتر سازمان‌ها روی تعریف این منابع، این موضوع آشکار شد که این داراییها، بیشتر مبتنی بر دانش و اطلاعات هستند و می‌توانند شامل هر چیزی از قبیل وفاداری مشتری تا مهارت‌های تکنولوژیکی یا سرقفلی داخلی باشند و باید این نکته را خاطرنشان سازیم که این منابع و داراییهای نامشهود دارای اثر مهمی بر فرایندهای نوآوری سازمانی هستند (سانچز و دیگران، 2000)3. در پایان باید گفت که شرکت‌ها نه تنها نیاز دارند تا دارایی‌های نامشهود خود را شناسایی، اندازه‌گیری و مدیریت کنند بلکه باید همواره سعی کنند تا این داراییهای نامشهود را بطور مستمر، ارتقا و بهبود بخشند. سازمانهایی که نتوانند داراییهای دانشی خود را بطور مستمر ارتقا دهند بقاء خود را با خطر از دست دادن و فنای خود مبادله خواهند کرد(بونیتز،1998)4 .
2-2-1) مبانی نظری و سیر تاریخی سرمایه فکری
سرمایه فکری اولین بار در سال 1962 توسط فریتز مچلاپ مطرح شد پس از آن در سال 1969 جان کنت گالبرایت اصطلاح سرمایه فکری را به کار برد در اوایل دهه 1980 ایده عمومی ارزش ناملموس (که اغلب ”سرقفلی“ نامیده میشد) را ایتامی مطرح کرد. در اواسط دهه 1980 انقلاب اطلاعات شکل گرفت و شکاف بین ارزش دفتری و ارزش بازار به طور چشمگیری برای بسیاری از شرکتها افزایش یافت. درهمین حین، کتابی پیرامون استخراج ارزش از نوآوری توسط آقای تیس انتشاریافت.
در سال 1979، حسابداری سوئدی به نام کارال اریک اسویبی5 که بعدها به عنوان یکی از بنیانگذاران علم مدیریت دانش معرفی شد، با پرسشی بزرگ روبرو گردید. دفاتر حسابداری (ارزش دفتری) یکی از شعبههای معروف سازمانی که او در آنجا کار میکرد تنها، یک کرون ارزش را نشان میداد، در حالی که ارزش واقعی سازمان به مراتب بیش از اینها بود. در این هنگام وی متوجه شد که ترازنامه مالی شرکت او، تنها ارزش دارایی فیزیکی آن را که شامل چند میز و ماشین تحریر بود نمایش میدهد و ارزش واقعی سازمان به شایستگی کارکنان سازمان و چیزی را که جمع کارمندان سازمان به عنوان یک دفتر و مغز جمعی تشکیل می دادند، وابسته است. اسویبی و دیگران، این یافته را با نام دارایی فکری و دارایی ناملموس معرفی کردند و آن را در کنار داراییهای ملموس قرار دادند. به این ترتیب تعداد نوشتهها، سمینارها و … در این زمینه رشد کرد و موضوع بطور جدی در دستور کار دانشمندان علم مدیریت و مدیران سازمانهای بزرگ قرار گرفت.
در اقتصاد جدید، تبادل دانش و اطلاعات، بیش از محصولات و خدمات موجب اعتلای سازمانها شده است به گونهای که با بررسی شرکتهای با رشد سریع در مییابیم که 50% آنها به تجارت دانش کارکنان خود پرداختهاند. بنابراین با چنین روندی تعیین معیار و اصولی برای ارزشگذاری دانش به عنوان یک دارایی مهم و کلیدی، از اهمیت ویژهای برخوردار شده است.
در اواخر دهه 1980 آغاز نخستین تلاشها برای نوشتن و تدوین صورت حساب هایی که سرمایه های فکری را اندازه گیری می کنند (اسویبی، 1988 ) شکل گرفت و در این رابطه کتاب «ارتباط گم شده و سقوط مدیریت حسابدار ی» توسط آ قایان جانسون و کاپلان انتشار یافت. همچنین کتاب «مدیریت داراییهای دانشی» (قرن 21) توسط آقای آمیدن منتشر شد.
در سال 1990 شرکت اسکاندیا آقای لیف ادوینسون را به عنوان «مدیر سرمایه های فکری» خود منصوب کرد. اولین باری است که نقش مدیریت سرمایه های فکری با تخصیص یک پست رسمی، در سازمان مشروعیت می یابد. کاپلان و نورتن ( 1992) مفهوم و رویکرد کارت امتیازی متوازن را معرفی کردند . این رویکرد مبتنی بر این فرض است که آنچه را که شما اندازه گیری می کنید همان چیزی است که شما به دست می آورید. همچنین کتاب «سازمان هوشمند» نیز توسط آقای کوئین انتشار یافت.
ونوکا و تاکیشی در سال 1995 کار بسیار با ارزششان را درباره ”سازمان دانش آفرین“ معرفی کردند . اگر چه تمرکز این کتاب بر دانش است ، با وجود این، تمایز بین دانش و سرما یه فکری در آن بسیار ظریف عنوان شده است
در سال 1994 ابزار شبیه سازی سلمی به نام تانگو روانه بازار شد. تانگو اولین محصول پرفروش است که در آموزش مدیران درباره اهمیت عوامل نامشهود، به کار می آید. همچنین در سال ( 1994 ) ضمیمه ای برای گزارش سالانه شرکت اسکاندیا تهیه شد که موجودی سرمایه های فکری آن ر ا نشان می داد. گزارش سرمایه های فکری، علاقه زیادی ایجاد کرد و در شرکتهایی که به دنبال پیروی از پیشگامی اسکاندیا هستند. برای «ممیزی دانش» رویداد قابل توجه دیگری که در سال (1995) اتفاق افتاد، زمانی است که سلمی از ارزیابی جامع از وضعیت سرمایه های فکری شرکت استفاده کرد. صاحب نظران نهضت سرمایه فکری، کتابهای پرفروشی را درباره موضوع منتشر کردند (کاپلان و نورتون، 1996 ادوینسون و مالون،1997 ؛ اسویبی، 1997). با این حا ل، کار ادوینسون و مالون بویژه درباره فرآیند و چگونگی اندازه گیری سرمایه های فکری به مراتب بیشتر استفاده شد. سرمایه های فکری، موضوع مورد پسند بسیاری از محققان و کنفرانس های علمی، مقاله ها و نشریه های مختلف قرار میگیرد. تعداد زیادی پروژه از جمله پروژ ههای مرتیوم، دانمارک و استکهلم، در سطح وسیع انجام گرفت.
اوایل دهه 2000 اولین مجله معتبر علمی با عنوان «سرمایه های فکری» انتشار یافت. اولین استانداردهای حسابداری «سرمایه های فکری» را دولت دانمارک منتشر کرد. چشم انداز سرمایه های فکری به همراه کمیته سرمایه های فکری در شرکت اسکاندیا تعیین و تشکیل شد.
اتحادیه اروپا، اولین گزارش سرمایه های فکری خود را منتشر کرد و کتاب «ثروت نامشهود» را موسسه بروکینگ به چاپ رسانید در آن سالها گزارش سرمایه های فکری مراکز اتریش منتشر میشود و کتاب «مدیریت، اندازه گیری و گزارش دهی داراییهای نامشهود» به همراه حجم گسترده ای کتب و مقاله ها، پیرامون مدیریت سرمایه های فکری به چاپ می رسد. تعداد بسیاری پروژه در راستای مدیریت و اندازه گیری سرمایه های فکری در سازمانهای مختلف، تعریف و انجام شده و درحال حاضر نیز درحال پیگیری است. جدول زمانی زیر مهمترین رویدادها و وقایع حساس در بحث سرمایه فکری را نشان می دهد :
جدول شماره 2-1- جدول زمانی مهمترین رویدادها و وقایع حساس سرمایه فکری
دوره پیشرفت زمانی و وقایع حساس سرمایه فکریاوایل دهه 1980مفهوم کلی و عمومی ارزش نامشهود که اغلب تحت عنوان سرقفلی شناخته میشود مطرح گردید. (1980)
تأسیس کمپانی تحقیقات تجاری بر ارزش های فکری توسط .Hall(1981)اواسط دهه 1980ارائه ترازنامه نامشهود توسط Sveiby. (1986) اواخر دهه 1980اولین کوشش‌ها و تلاش‌ها بوسیله مشاوران سازمانی برای ساختن حساب‌ها و صورت‌های سرمایه فکری آغاز شد (Sveiby, 1988).
تلاش‌هایی در زمینه اندازه‌گیری سرمایه فکری شروع شد. (1988)اوایل دهه 1990برای اولین بار نقش مدیریت سرمایه فکری ظهور کرد و اولین شرکت با عملکرد سنجش سرمایه فکری توسط Edvinsson تحت نام موسسه Skandia AFS تأسیس شد. (1991)
Kaplan & Norton مفهوم کارت امتیازی متوازن(BSC)1 را برای سنجش سرمایه فکری مطرح کردند. (1992)اواسط دهه 1990مقاله ” سرمایه فکری ” توسط Stewart در مجله فورچون تألیف شد. (1994)
تشکیل انجمن سرمایه فکری توسطSullivan, Petrash, Edvinsson . (1994)
گزارش سالانه Skandia با تمرکز بر ارزیابی ذخیره سرمایه فکری شرکت Skandia توسط Edvinsson ارائه گردید. (1995)
تألیف کتاب ” سرمایه فکری ” توسط Edvinsson & Malone. (1997)
تألیف کتاب ” سرمایه فکری ” توسط Stewart. (1997) اواخر دهه 1990تألیف کتاب ” سودآوری از سرمایه فکری ” توسط Sullivan. (1998)
تألیف مقاله ” اندازهگیری عملکرد برای افزایش سرمایه فکری ” توسط Knight. (1999) اوایل دهه 2000کنفرانس بین المللی سرمایههای فکری در آمستردام هلند. (2000)
تألیف مقاله ” چشم اندازی بر سرمایه فکری و سرمایه ناملموس ” توسط Edvinsson. (2000)
تألیف مقاله ” روشهای جدید سرمایه فکری، ارزیابی و حسابداری ناملموس ” توسط Stanfield. (2000)
تألیف مقاله “سرمایه فکری، منبعی استراتژیک” توسط Bollinger و دیگران. (2001) اواسط دهه 2000تألیف کتاب ” ایجاد مفهوم طراحی سرمایه فکری، روشی برای ارزیابی داراییهای ناملموس” توسط Daniel Andriessen. (2004)
تألیف کتاب ” چشم اندازی بر چند وجهی سرمایه فکری داخلی، مدیریت، ارزیابی و گزارش دهی ” توسط Bernard Marr. (2005)
تألیف کتاب ” سرمایه فکری در سطح سازمانی، شهری و ملی ” توسط Edvinsson و دیگران. (2005)(Petty and Guthrie, 2000) منبع :

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید